<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مرگ را زیر باران باید جست</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/</link>
<description>شکستن سکوت من خیلی دور نیست پس روزش فرا خواهد رسید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 10 Sep 2009 10:41:39 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قطره شصت و چهارم ( هشدار )</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;هشدار به تظاهر کنندگان اسلام ، نه آن تظاهرات بلکه کسانی که تظاهر و تزویر می کنند به اسم اسلام که اسلام در خطر است . کسانی که در دین مبالغه می کنند ، مبالغه زیاده خواهی روزگار بر خلاف صداقتی که زمان از خودش نشان می دهد و ثانیه ها از گذر زمان عبور می کنند ، به صورت ناگواری ناجوانمرد شده است . در این راه از هیچ کوششی اعم از کوشش برای از بین بردن اعتقادات مردم دریغ نخواهند کرد . مردم را به باد سنگین ترین شکست های تاریخ در برابر انسانیت کشانده اند . روزگاری که در آن عاقبت در دست متعهدان باید می افتاد ، به دست متجاوزان افتاده است و سعی در براندازی حکومت مردانگی کرده اند ، مردانی که در راه رسیدن به خواسته های مردانه ای در جهت پیشبرد اهداف بشریت گام برداشته بودند و زنانی که به سمت روحانیت اخلاقی قدم نهاده بودند را با مردان و زنان بی اعتقاد به زمان عوض کرده اند و برای این کار از دست زدن به هر مجادلاتی برای پیگیری رسیدن به نفی انسانیت کوتاهی نمی کنند . اگر کسانی برای استیفای حقوق از دست رفته انسانی قدمی بردارند با مشت گره کرده ناعادلانه ظلم روبرو خواهند شد . گویی قیامت شده !!!  هر کسی در جای جای این خاک سرد زندگی می کند گویی مرده است . داستان های قدیمی از زیر این خاک بیرون آمدند و جای داستان های جدید و مردمی رو گرفتند . چه شده که این گونه سر از خاک بیرون کرده اند ؟ گویا اتفاقات جدیدی می خواهد رخ بدهد و عالمیان در حیرت مانده اند . کسانی که در پست ترین جایگاه ها هستند ، در عالی ترین مقام ها قرار دارند وکسانی که شأنشان بی مثال است را در تاریکترین مکان ها در نظر می گیرند . به راستی در این روزها چه چیزی می خواهد خود را نمایان کند ؟ چه کسانی درجات دنیوی را بر اخروی ارجح می دانند ؟ و چرا کسانی که عاقبتشان معلوم است برای منافعشان دست به هر جنایتی می زنند و هر روز بیشتر در باتلاق دنیا گرایی فرو می روند ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;اعتراض نا حق را در قدیم به باد می سپردند و اعتراض به حق رو به زمین ، اما حال اعتراض به حق و خواسته های مشروع هم کشته خواهد شد . اکثر راه های رسیدن به حقانیت بسته شده است اما می توان راه هایی  را هم باز کرد برای آغاز ، آن هم راه های من ، راه های تو و راه های ما ...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;عموما&quot; زبان حال من زبان حال ماست اما گفته های ما گفته های آن ها نیست ، بلکه مداخله در مکاشفات نا عادلانه و دنیا گرایی آنهاست ، آن هایی که مداخله را با مواجهه عوض کردند تا شاید به نتیجه غیر اخلاقی حاکمیت همراه با ظلمت برسند . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;من عادت به مبالغه ندارم اما مبالغه های من ممکن است حق باشد و واقعیت و درک آن تلخ . ذهن مشوش من در طی یک زلزله ای به قدرت رستاخیز تغییر کرده و آن را با ذهن خودساخته از عارفانه ها تعویض کرده ام به زودی سیل آبادگر خواهد آمد و این تشویش ها را با خود خواهد برد و تابلوی نقاشی من را سفید خواهد کرد و زمین را از هر گونه تحجر و خرافه پرستی و دین گریزی پاک خواهد کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱ .. تو میتونی بعضی از مردم رو برای همیشه احمق فرض کنی ، میتونی همه مردم رو هم بعضی وقت ها احمق فرض کنی ، اما نمیتونی همه مردم رو برای همیشه احمق فرض کنی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲ .. از بابت جملاتی که ممکن است برای شما بی ربط به هم باشه عذر میخوام . و باز هم امیدوارم که به زودی به روزهای قبل و عادی و روتین خودم برگردم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳ .. مراقب اطرافتان باشید ممکن است کسی دستی از روی طمع به شما بدهد و شما به آن دست دوستی بدهید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴ .. یه چیزی رو باید توضیح بدم که خیلی از دوستان بهم گوشزد کردند ممکنه تو  نوشته هام از نا امیدی و شکست و نا اهلی و  غم و اندوه و خیلی خصوصیات نا گوار دیگه باشه اما این فقط تو نوشته هامه . اینا فقط هشداره که اگر غرق در آن بشیم گرفتارش خواهیم شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵ .. &lt;FONT color=#009900&gt;زندگی ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;چه دلنگرانی ، گاه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;وقتی که با منی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;و من پیروزتر و سرفرازتر از دیگر مردان !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;زیرا نمی دانی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;که در من است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;پیروزی هزاران چهره ئی که نمی توانی ببینی ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;هزاران پا و قلبی که با من راه سپرده اند ، &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;نمی دانی که این ، من نیستم ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&quot;من&quot; ی وجود ندارد ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;من تنها نقشی ام از آنان که با من می روند ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;که من قوی ترم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;زیرا در خود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;نه زندگی کوچک خود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بل تمامی آن زندگی ها را دارم ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;و همچنان پیش می روم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;زیرا هزاران چشم دارم ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;با سنگینی صخره ئی فرود می آیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;زیرا هزاران دست دارم ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;و صدای من در ساحل تمامی سرزمین هاست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;زیرا صدای آن هائی را دارم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;که نتوانستند سخن بگویند ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;نتوانستند آواز بخوانند ، &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;و امروز با دهانی نغمه سر می دهند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;که تو را می بوسد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 10:41:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره شصت و سوم ( نوشته اجباری )</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;شب بود و نور مهتاب بر پیکر زمین تابیده بود ، ستاره ها چشمک زنان در آسمان خودنمایی می کردند ، زمین از تکاپوی روز و گرمای خورشید رو به سردی می رفت ، موجودات عالم در پناهگاه خودشان یا دیگران اقامت می کردند تا شب را به روز برسانند ، صدای شیون گرگ ها از ترس در تاریکی شنیده می شد ، صدای هق هق کودکی که از فرط گرسنگی فضای خانه و شهر را پر کرده بود ، صدای زنجیر کشیده شده از گاری زمان که بی هدف در شهر پرسه می زد ، صدای دل تازه شکسته آن دخترک که های هایش لرزه بر اندام می انداخت و نفرین کنان روزگار را می نگرید تا مرهمی پیدا کند اما گویی مرهمی برایش پیدا نخواهد شد ، صدای بریده بریده ای که بی امان طلب حفظ جانش را  دارد و صدای ناله قناری که از ترس جدایی زبانش بند آمده و صداهایی که شنیده می شد اما نادیده گرفته شد .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;زمانه سرشار از بی توجهی ها شده است ، زمانی که دیگر اسب ها مست نخواهند شد از الطاف صاحبانشان ، قناری بلبل زبانی نمی کند به خاطر چند دانه ارزن ، زخم ها خوب نخواهند شد به خاطر جریحه دار بودنشان .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;نفس ها در سینه حبس و صداها در گلو محبوس شده تا مبادا سخنی بر خلاف میلشان گفته شود . آنها زندگی دیگران را در دست خود می پندارند و جایگاه دیگران را جایگاه خود . احساس را کشتند و حق را ناحق کردند و ارزش را بی ارزش . دیگران را حقیر و خود را برتر می دانند .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;۱ .. بابت تاخیر چند روزی که نبودم عذرخواهی میکنم . راستش من که نه ، همه آدمها آنچیزی که در فکرشون میگذره رو می نویسند نه اینکه بنویسند تا فکر کنند راجع به نوشتشون . این چند روز درگیر بودم با خودم میشه گفت مخم هنگ کرده بود البته هنوزم هنگم . نمیتونستم به چیزی فکر کنم تا بنویسم ، تمرکز نداشتم البته هنوزم ندارم چون از نوشته که نوشتم معلومه . راستش خودمم متوجه نشدم چی نوشتم فقط جملاتی اومد تو ذهنم و منم نوشتم اما نمیدونم معنا دارند یا که نه !!! فکر کنم این جریانات اخیر بدجوری فشار آورده به مغزم که داره از کار می افته باید یه بازسازی کلی بدم ، یا باید مغزم رو بفروشم یه دونه نوش رو بخرم . در هر صورت در تلاش هستم که این وضعیت رو به سر انجام برسونم شما هم دعا کنید .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;۲ .. خدایا ، به علمای ما مسئولیت ، و به عوام ما علم ، به مؤمنان ما روشنایی ، به روشنفکران ما ایمان ، به متعصبین ما فهم ، به فهمیدگان ما تعهد ، به پیران ما درک ، به جوانان ما آگاهی ، به اساتید ما هدف ، به دانشجویان ما عقیده ، به خفتگان ما بیداری ، به بیداران ما اراده ، به مبلغان ما حقیقت ، به دینداران ما درستی ، به نویسندگان ما بصیرت ، به هنرمندان ما دردمندی ، به شاعران ما اِشعار ، به محققان ما هدف ، به نشستگان ما قیام ، به راکدان ما تکان ، به مردگان ما حیات ، به کوران ما بینایی ، به خاموشان ما فریاد ، به فرقه‌های ما وحدت ، به حسودان ما شفا ، به خودبینان ما انصاف ، به فحاشان ادب ، به مجاهدان ما صبر ، به مردم ما خودآگاهی ، به همۀ ملت ما همت ، تصمیم و استعداد ، فداکاری و شایستگی ، نجات و عزت ببخش .    &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;۳ ..  در بررسی هایی که کردند قرار بر این شد که رشته های علوم انسانی و دروس آن رشته ها از سیستم دانشگاه حذف و بجای آن رشته و دروس علوم دینی و اسلامی جایگزین شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;۴ .. روزها می گذرد حادثه ها می آید            من در عجب شب شدن روز ، مبحوتم     &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;۵ .. و زندگی همچنان ادامه دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&lt;/FONT&gt;۶ .. لینک بیانیه شماره ۱۱ میر حسین موسوی رو در پیوندهای روزانه قرار دادم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 10:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره شصت و دوم ( اینجا تهران است )</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;اینجا تهران است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;ساعت 25 به وقت محلی ، اینجا تهران است پایتخت ایران . زمانی طهرون بود ، مردمانش همه نیک ، روزگار همه خوش ، حال و احوال همه خوب ، زندگی وفق مراد ، عاقبت معلوم بود . گرگ ها همه در خواب بودند ، همة آدما رنگی : مرد پر رنگ بود و زن بی رنگ و جوان کم رنگ ... از قضازلزله ای آمد و شهر تکان خورد ، قدرت 30 ساله داشت ، همه چیز را نابود کرد ... عاطفه ، مهر و محبت ، دوستی ، مردانگی ، انسانیت ، جاودانگی ، مردم داری ، اعتماد ، امنیت ، آرامش ... شمع دوران گذشته خاموش شد ، روسیاهی مد شد ، اسم قدرت اول شد ، مردمانش هم آخر . زندگی ارزش ناچیزش را هم از دست داد و مرگ آسان شد . قصه های عجیب و غریبی رخ داد ، لات ها سرور شدند و نخبگان همه در بند . نوشتن تعطیل شد . حق متهم شد و ناحق قاضی . اعترافات هم که شدیدا&quot; ارزان شد ، انسانیت از بین رفت ، دوست دشمن شد ، مسلمان مرتد شد ، اشکهای همه ناگهان جاری شد ، گریه تکراری شد ، خنده از واژگان حذف ، حق مردم نا حق و ظلمشان حکم خدا .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;آدمی آمد و حرف دل گفت ، از درد دل یک ملت گفت ، مردمان را همه یکرنگ دانست ، رنگ شب را معلوم کرد و آدرس روز را هم نمایان . تاب غارتگران کمتر شد و وجهۀ اصلیشان روشن شد . نقاب هاشون رو برداشتند و ماسک نامردی به جاش گذاشتند . با قلم مبارزه می کردند ، چوب و چماق رو مفت عرضه می کردند . روزگارشان معلوم است ، مردمان همه پیروز و حقیقت در راه است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&lt;EM&gt;۱ .. تشکر از دوست عزیزی که غلط املایی مرا به من گوشزد کرد تا من باشم از دیگران ایراد و غلط املایی نگیرم .&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 10:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره شصت و یکم (گذشته تاریک ، حال پر تلاطم ، آینده روشن .......)</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;میدانم که دیگر بار آرزوی برگشتن به گذشته غیر ممکن است...&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;میدانم که هرگز جبران دست یاری کسی که ردّ طلبش کردم محال است...&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;میدانم که هیچ گاه نمی توانم به پیری که طلب کمک کرده بود را پس از مرگش مهر حقیقت بزنم...&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;میدانم که دیگر نمی شودچشمان گریان بچه ای را که به خاطر مرگ مادرش بود خندان ببینم.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;اما این را میدانم که به دیگران یاد بدهم تا همه کارهایی که در گذشته نکردم را دیگر بار کسی تکرار نکند...&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;    این را میدانم که تا ابد لقد به در خواست کسی نمی زنم...&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;    این را میدانم که منتظر کسی نباید باشم تا دل غمناک من را دوباره جان ببخشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;و نمیدانم از اینکه در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد... و اما میدانمکه تا رسیدن خود به آینده باید صبر و شکیباییو سکوت را پیش رو بگیرم.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;من هرگز دل کسی را نخواهم شکست!&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;      هرگز دست کسی را برای طلب یاری رد نخواهم کرد!&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;      هرگز گذشته تاریکم را در حال پر تلاطم و آینده روشن دخیل نخواهم کرد!&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;سعی میکنم به آنچه عقیده دارم عمل کنم و به آنچه دیگران عقیده دارند احترام بگذارم و به آنچه خود و دیگران عقیده نداریم سکوت کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;و برای رسیدن به آرامش روحی و پیدا کردن خود در راه ابدیت و کمال و عشق و عاطفه و احساس و آزادی تا آخرین نفس و تا حد توان از هیچ کوششی دریغ نمی کنمحتی باعث تمام شدن عمرم شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;و خدا را شاکرم از این همه لطفی که به من کرده تا بتوانم در مقابل این دنیا و این روزگار و این مردم به ظاهر انسان سر تسلیم فرود نیاورم...&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;و در تمام مراحل چشمانم را باز نگه می دارم تا با دید کاملتری همه مسائل را ببینم و سر گذشت خود را به واضح درک کنم، اما چشمانم را می بندم تا تحملم در مقابل دیدن مشکلات و موانع سر راه از بین نرود و از مسیر هدفم منحرف نشوم...&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;از خداوند متعال طلب یاری میکنم تا این بنده ضعیفش را مورد لطف و عنایت خود قرار دهد تا در مقابل سختی ها و مصائب ایستادگی کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;H3&gt;&lt;FONT color=#333333 size=2&gt;                                                                    باشد تا سر بلند و سر افراز باشید.&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱ .. خدا پرستی به نوعی جدید هم در دستور کار دولت قرار گرفت :&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&quot;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=5&gt;&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;۲ .. خیالتان راحت باشد اگر داخل دولت و نظام رفتید حله مابقیش رو بسپارید به دست امام زمان که خودش پست ها رو عوض می کنه و اخراجی امروز ارتقای پستی فردا ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;۳ .. اگر پسرتون یا دخترتون رفت بیرون از خونه و شب برنگشت دیگه دنبالش نرین چون نمیتونین پیداش کنید&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;۴ .. سالها پیش دل من به عشق ایمان داشت ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;۵ .. بشتابید بشتابید &quot; هم عزل می کنیم هم نصب ، هم ابقا می کنیم هم ارتقا می دهیم انتخاب با شماست &quot; به شرط موافقت با عمو اسرافیل&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 07:57:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره شصتم ( داغ دل )</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم جوانمردی به جای خودنمایی گوشه نشین خواهد شد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم معرفت در روشنایی سیاه خواهد شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم رفاقت در تنگنای گودالی عمیق گیر خواهد کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم دوستی ها را دشمنی تلقی خواهند کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم رقابت را به جای همراهی از بین خواهند برد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم روح لطیف انسان ها را هم میتوان از جسمشان جدا کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم عاقبت ، دست نا اهلان خواهد ماند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم مقابله با دوستان از کردارهای شایسته بوده است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم ظاهر سازی از عوامل موفقیت و پیشروی در کارها به حساب می آید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم عوامفریبی از راه های رسیدن به خواسته های بی شرم بشری است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم چشمان روشن و بینای آدمها رو ازشون می گیرند و به جایش دوچشم خاموش و بی اراده می دهند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم شنوایی آدمها پشیزی هم ارزش ندارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم جان را بی جان می کنند و بی جان را جاندار تلقی می کنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم آشیانه های ساخته شده را به ویرانه تبدیل خواهند کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم شور و شتیاق را هم می توان کشت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم دنیا اینقدر برای آخرت جویان ظاهری با ارزش شده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانستم دین را هم می شود با دیناری بی ارزش عوض کرد و دین را به دنیا فروخت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما این را می دانم که هنوز هم می شود نفس کشید و رشد کرد و قد علم کرد تا هدف نابودگران در هر لباسی را نا فرجام گذاشت و می دانم این جنبش مردم به خاطر بر پایه حق بودن پیروز است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 07:56:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره پنجاه و نهم ( ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه )</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه است ، تلویزیون روشن و من در مقابلش ، خبر ها سازماندهی شده یکی پس از دیگری مرور می شوند . آدمها می آیند و آدم ها می روند و اعترافات شنیده می شود . خوب ها بد نشان داده می شود و پلیدی و ها و مشکلات بدون ملاحظه . خوبی ها مال خودشان و ناراحتی ها مال مردم و دیگران ، آدمها بی ارزشتر از حیوان . نگاه ها ملتمسانه منتظر پایان آن . بی نظیر ترین تصاویر از تلویزیون پخش می شود که هر کدام شبهه ای را ایجاد می کند بدون اینکه کسی نظاره گر واقعیت ها باشد شروع به نمایش سناریوی جدیدی می کنند نمایشی که واقعیت آن مبهم است نه مبهم نیست بلکه غیر واقعی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;افرادی که بارها شاهد شور و اشتیاق آن ها برای خبر رسانی بوده ایم را افرادی دلسرد و بی روح که بمانند یک روبات شده اند می بینیم . انگار دارند نقش بازی می کنند انگار دارند روح خودشون را می خورند و دمی بر نمی آورند شاید روحشان را کشته باشند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می رسیم به گفته ها و شنیده ها که بیشتر به کنایه ها و طعنه ها و دروغ ها شباهت دارند ، گاهی یک لبخند تلخ بر روی لبانشان می شود حس کرد ، می شود از برق چشمانشان بهت آنها را هم پی برد ، می شود از طرز گفتمانشان به اجبار رسید . می توان گفت این سیل خروشان آنها را هم با خود برده . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما روزگاری همین تصاویر گویای واقعیت بود ، پر بیننده ترین برنامه خبری ، همه در هنگام پخش پلک زدن را از یاد می بردند . روح زنده آنها و جسم پر انرژیشان به خوبی قابل لمس بود . می گفتند ما برای اصلاحات قدم گذاشته ایم و به راستی رو به اصلاحات می رفتند که زلزله ای آمد و راهشان را گم کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من آنها را خوب می شناختم به راستی به صداقت به شرافت به ارزش به وطن پرستی به مردم سالاری به اصلاحات گرائی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کو آن همه مردم گرائی که هر کسی هر مشکلی را به آنها رجوع می کرد تا آنها از حق و حقانیت روی آن صندلی که دیگر وجود ندارد دفاع کند ؟ این چه ننگی است که همه را در بر گرفته ؟ این چه انسانیتی است که از خون برادر خود هم نمی گذرند ؟ به راستی این انسانیت است؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 08:50:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره پنجاه و هشتم ( مرا محاکمه کنید )</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;TABLE&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV class=post-text align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=post-text align=justify&gt;اگر دادگر شما هستید، پس بیدادگر من هستم، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر مردمدار شما هستید پس خودکامه و مستبد من هستم، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر جوینده حق شما هستید پس من خود ناحق هستم، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر راستگو و درستکار شما هستید پس شیاد و حیله گر من هستم، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر پاکدل و نیک پندار شما هستید پس بد دل و کینه توز من هستم، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر انسانیت و مهر ورزی پیشه ی شماست پس ددمنشی و پلیدی پیشه ی من است، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر فرزانه گی و فرهیختگی منش شما است پس پستی و فرومایگی منش من است، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر نماینده خدا بر روی زمین شما هستید پس نماینده شیطان بر روی زمین من هستم، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;اگر فردوس جایگاه ابدی شما است پس جاودانگی من در دوزخ خواهد بود، مرا محاکمه کنید!&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=post-text align=justify&gt;اگر عاقبت نخبگان و خرد اندیشان شما هستید من نمی خواهم ، مرا محاکمه کنید!&lt;BR&gt;من می خواهم با سربلندی و آزادگی از این جهان رخت بندم،  پس هر چه زودتر مرا محاکمه کنید!&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=post-text align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD class=votecell&gt;
&lt;DIV class=favoritecount&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV class=pui&gt;
&lt;UL&gt;&lt;/UL&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 06:10:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره پنجاه و هفتم (اعتراف می کنم)</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;نمیخوام مسیرم به سمت سیاست بره اما آنقدر زندگی روزمره را تحت الشعاع قرار داده که نتونستم ننویسم این مطلب را ...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که حقیقت کم رنگ شده و دروغ پر فروغ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم دشمنان دوست شدند و دوستان دشمن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم کسانی ماهیت دین را هدف گرفتند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که دینمان اسلام است اسلامی که محمد پایه گذار و امامان و بزرگان آن را نهادینه کردند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که اسلام تحجری و اسلام حکومتی را ضد اسلام می دانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که تمام هدفمان آزادی و آزادگی است همانطور که امامان و انبیاء بدنبالش بود ند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم در برابر حق و انسانیت ایستادگی می کنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم به دنیایی که انسانیت را زیر سؤال برده و به انسان هایی که آخرت را به اشتباه هدف قرار داده اند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم به دنبال نور و روشنایی هایی که همه چیز و همه کس را در بر گیرد بوده ایم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که از زشتی و پلیدی و نفرت و کینه و نفاق و هرزه گری دوری می کنیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که به چشمان خودم ظلم هایی را که مستبدان حکومتی انجام دادند را دیده ام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که تا آخرین توان در این راه قدم می گذارم و از هیچ کوششی دریغ نمی کنم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعتراف می کنم که اعتراف را اعتراف می دانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;یاران من به بند&lt;BR&gt;در دخمه‌های تیره و نمناک باغ شاه &lt;BR&gt;در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک&lt;BR&gt;در هر کنار و گوشه این دوزخ سیاه &lt;BR&gt;(ه.الف. سایه)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 07:59:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره پنجاه و ششم (صدای آزادی)</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;آری صدای سکوت شنیدنی است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که بلند تر از همه فریادهاست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که بیانگر دلمردگی هاست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که می گوید دوای دلبستن ، دلشکستن است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که خاص مردمانی است که در هیاهوی زمان و مکانی نامعلوم دل به این خاک بسته اند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که تولد دست خودش و مرگ دست دیگران است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که به دنبال هوای تازه ای در این خفقان می گردد تا شاید از مرگ روح ممانعت کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که شنونده ای ندارد و گوینده ای نمی گوید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;آن صدا ، صدای سخن عشق است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدای رساترین نغمه های آزادی که در قفس محبوس مانده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدای آواز خوش آزادگی که در حصار زندان ها محصور گشته&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که صدای همه بی صداهاست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که سکوت را معنا می دهد و به آن عظمت عطا می کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;صدایی که راز دل را بازگو می کند نه دل را بی راز &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;و صدایی که صدای من است ، صدای تو و صدای ماست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033 size=3&gt;... صدای آزادی ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2009 06:14:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطره پنجاه و پنجم (نوشته هایم)</title>
<link>http://barooni.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;هنوز باورم نمی شود که نوشته هایم را می خوانی اما می نویسم . می نویسم برای رسیدن به نقطه صفر عاشقی ،  به راز دلم ، به ناگفته هایم ... می نویسم برای رویاهایم ، رویاهایت و رویاهایمان .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;کلمه ها را در کنار هم قرار دادن شاید راحت باشد اما معنا دار کردن و جان دادن به آنها نه . نمی دانم شاید در برابر نا ملایمات روزگار کوتاه آمده باشم که این طور قلمم روی کاغذ می رود و دلم را داغدار نشان می دهد . شاید حرفی برای گفتن نداشته باشم که نوشتن قوت قلب من شده است و شاید هم ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;شاید متنی را دیده ام و متنی را گفته ام و شاید متنی را بعدها خواهم گفت . در عین حال همه آن ها زبان حال من خواهد بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نفس هایم در سینه حبس خواهد شد تا بتوانم جمله ای را بر زبان بیاورم اما هزار بار نفس کشیدن را در نوشته هایم به نمایش خواهم گذاشت .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من از وقتی دچار تردید شدم این گونه نوشته ها را گریبان گیر خود می دانم ، نوشته هایی که همه و همه در برابر خودم پدید آمده و یا خودم را در برابر نوشته هایم قرار دادم ، گویی همه را برای خواندن نوشته هایم دعوت کردم اما کسی نمی خواند . همیشه در قبال نوشته هایم شرمنده بودم ، شرمنده از پشت کردن به نوشته هایم و خجل از بردن روح از نوشته هایم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نوشته های من هنوز در باورم است و در یادم جا خوش کرده . نوشته های من اجازه نوشتن را به من نمی دهد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;می شود نویسنده نوشته هایش را دوست نداشته باشد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ولی من فکر می کنم نوشته هایم مرا دوست ندارند و می گویم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000 size=3 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من خود به دنبالت آمده ام ، پس همراهیم کن تا آرامشی برایت به ارمغان بیاورم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 09:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barooni&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>barooni</dc:creator>
<guid>http://barooni.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
